زدن عطر تو چشمات
بعضی مواقع آنقدر رو عاقل بودنت حساب می کنم که خیلی چیزها رو اصلا بهت گوشزد نمی کنم ، مثلا کیف لوازم آرایشم و عطرم رو ریخته بودی بیرون و طبق معمول داشتی باهاشون بازی می کردی ، یکدفعه صدای جیغت تنم رو لرزوند.

می خواستی عطر بزنی بدون توجه به نوک سوراخ سر عطر 2که توی صورتت بوده،2 تا پیس گنده زدی تو چشمای سیاه گردت و وای ی ی !!
الهی بمیرم برات آنقدر زار زدی و گریه کردی که تا چند ساعت چشمات پف داشت!!دلم میخواست بزنم تو سر خودم که بهت یادآوری نکردم که مامان جان عطر نره تو چشمت !!

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


زدن عطر تو چشمات
