مدیسا مدیسا ، تا این لحظه: 17 سال و 3 ماه و 25 روز سن داره

مدیسا دختر کوچولوی مامان رزی و بابا مازی

صبح زود بیدارشدن

1390/7/10 14:22
نویسنده : مامان رزیتا
1,246 بازدید
اشتراک گذاری

صبح ها که من و بابا مازی میایم سرکار شما خانم کوچولو در خواب ناز هستی و باخیال راحت میذاریمت منزل بابائی ایرج و مامانی پروین و راهی سرکار میشیم .ولی امروز شما از ساعت 6.30 دچار بیخوابی شدی و اومدی تو تخت ما و برای خودت از این ور به اون ور غلط میزدی ، دریغ از اینکه مامان و بابای کارمندت داره دیرشون میشه !!

niniweblog.com

تصمیم گرفتیم یکیمون دیر برسیم ، من رفتم سرکار و بابا مازیار بردت منزل بابائی ایرج اینها و کنارت دراز کشیده بود به خیال این که چند دقیقه دیگه خوابت میبره ولی شما خانوم گل تا ساعت 9.30 بابا مازی رو معطل کردی و بعدش خوابت برده .مرتبا هم سراغ من و بابائی ایرج  را میگرفتی ، آخه بابائی ایرج از صبح زود رفته بود آزمایشگاه.

niniweblog.com

خلاصه اینکه روزهائی که اینجوری بدرقه مان میکنی تا عصر که برگردم خونه اعصابم داغونه و قیافه مظلوم و گریانت که صبح التماس میکنی که پیشم بمونین تا برگشتن به خونه دچار عذاب وجدان شدیدم میکنه که چرا من نباید مثل مامان های خانه دار همیشه پیش دختر کوچولوم باشم و صبح هایی که اتفاقی از خواب بیدار میشه بجای اینکه نوازشش کنم و در آغوش خودم بخوابونمش باید یواشکی از خونه در برم سرکار !!

niniweblog.com                 niniweblog.com

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

کودک متفکر
10 مهر 90 15:38
بيش از 130 داستان گوياي موزيكال كودكان
مامان شینا
6 آبان 90 2:54
ماشالا به این دخمل خیلی نازه و دوست داشتنی با اجازه لینکتون کردم
خاله شیما
8 آبان 90 2:26
وایییییییییی چه جالب.اسم خواهرزاده من مهدیسا هست.خیلی ذوق کردم.1 سر به وبلاگم بزنین تا بیشتر با مهدیسا اشنا شین.مرسی نظر یادتون نره.منتظرم.
مامان لنا
6 خرداد 91 17:54
قربون اون خوشگلیات برم خاله ماشاا... چقدرنازی